سقوط ۸۴ - جمهوری دوم

Thursday, February 23, 2006

انفجار سامرا- چه کسی نفع میبرد؟
انفجار سامرا میتواند نقطه شروع جنگ داخلی، فرقه ای وقومی در در عراق و شاید به تبع آن در منطقه باشد.
این انفجار در نوع خود بی نظیر و بی سابقه مسلما در جهت تشدید و افزایش بحران و بی ثباتی در عراق طراحی و به اجرا در آمده است. اگر در نظر داشته باشیم چه کسانی از ناامنی و بی ثباتی بیشتر در عراق بهره مند میشوند و یا بعبارت دیگر بی ثباتی در عراق به نفع کیست میتوان به هویت عوامل دخیل در این انفجارها پی برد.
گروهها و عوامل موثر در وقایع عراق و وضعیت آنها را در رابطه با انفجارهای سامرا میتوان بصورت زیر بررسی کرد:
1- نیروهای امریکایی: در وهله اول باید در نظر داشت که نیروهای امریکایی و دولت امریکا بدنبال تثبیت و آرامش در عراق هستند. با وجود اینکه امریکایی ها از وجود فضای بحرانی و بی ثباتی به مقدار اندک و تحت کنترل نفع میبرند و از آن بعنوان اهرم فشار بر روی گروههای مختلف قومی و سنی و شیعی بطور متقابل استفاده میکنند و در سایه این ناامنی و بدست گروههای متخاصم، عناصر نامطلوب را (از دیدگاه امریکاییها) تصفیه میکنند ولی به هیچوجه تمایل به افزایش میزان ناامنی و بحران در ابعاد غیر قابل کنترل و افزایش تلفات انسانی خود ندارند. باید در نظر داشت که تحت فشارهای روزافزون داخلی و مخالفان جنگ در امریکا، کاخ سفید مسئله کاهش نیروها و خروج تدریجی از عراق را پذیرفته است. علاوه بر این تامین ثبات در عراق باعث تمرکز بیشترنیرو و امکانات امریکا در برخورد با مسئله ایران خواهد بود. در واقع دولت بوش بدنبال تثبیت هر چه سریعتر وضعیت عراق بوده تا بتواند از عملکرد خود در این رابطه دفاع نماید. پیام عجولانه و سریع بوش و محکوم کردن انفجار و قول همکاری مالی جهت ساخت گنبد طلا نشانه نگرانی امریکا از تشدید بحران است.
2- گروههای شیعی: این گروهها نیز از بروز ناامنی و بحران چندان نفعی نمیبرند. در این طیف از گروههای سکولار تا افراطیونی مانند مقتدی صدر با توجه به اکثریت بدست آورده در پارلمان عراق نه تنها نیازی به بحران و آشوب نداشته بلکه ترجیح میدهند که از طریق گفتگو مسائل خود را حل نمایند. البته وجود بعضی لایه های خشن در میان نیروهای شیعی که بدنبال تسویه حسابهای بعضا شخصی و بجا مانده از دوران قبل هستند و سعی میکنند از اوضاع آشفته بهره برداری کنند را نمیتوان نادیده گرفت که البته فعالیت اینها چندان گسترده نیست. از آنجا که دولت ابراهیم جعفری متهم به حمایت از گروههای مذهبی شیعی و ایجاد محدودیت و مضایقه برای گروههای سنی میباشد و علاوه بر این از طرف کلیه کشورهای عرب سنی تحت فشار است بعید به نظر میرسد شیعیان و حتی گروههای افراطی آنها از این انفجارها نفعی ببرند.
3- گروههای سنی: علیرغم مخالفت گسترده گروههای مختلف سنی در برابر تحرکات امریکا از ابتدای تهاجم به خاک عراق، ولی روند وقایع نشاندهنده این است که توده های مردم سنی و به دنبال آن گروههای مختلف که در قبل بصورت نیروی مقاومت عمل میکردند به تدریج وارد تعاملات سیاسی شده و از خشونت فاصله گرفته بودند. دولت شیعی از طرف امریکا تحت فشار بوده تا ضمن راه دادن بیشتر به نیروهای سنی بداخل دولت آنها را ترغیب به راهکارهای سیاسی و غیر نظامی نماید. در گذشته گروههای سنی ضمن مقاومت مسلحانه و مبارزه با نیروهای امریکا و در اختیار داشتن امکانات انسانی و نظامی که خود از اغلب کشورهای عربی و سنی تغذیه میشدند با نیروهای القاعده نیزاشتراک تاکتیکی داشته و هر چند دارای اهداف متفاوت بوده ولی در فرایند مقاومت از امکانات همدیگر استفاده میکرده اند. جدایی این نیروها برای نیروهای القاعده آن چنان نگران کننده بوده که تعدادی از سران قبایل سنی که دیگر حاضر به همکاری با آنها نبوده و وارد روند سیاسی شده بودند بدست عوامل القاعده کشته شده اند.
4- گروههای منتسب به القاعده: یکی از اهداف امریکا از حمله با افغانستان و عراق دور کردن مناطق نبرد با القاعده و گروههای اسلامی از خاک امریکا و در مناطق دوردست بوده است. در حال حاضر عراق به مغناطیسی برای جذب نیروهای القاعده تبدیل شده که فعالیت آنها را در دیگر نقاط جهان بشدت کاهش داده است. مقایسه تلفات سه ساله نیروهای امریکایی در عراق در حدود 2200 نفر طی سه سال در مقایسه با تلفات حملات یازده سپتامبر در حدود 3500 نفر نشان میدهد که امریکاییها نبرد در داخل مناطق اسلامی با این گروه را به عنوان تاکتیک مبارزه بدرستی انتخاب کرده اند.
5- کشورهای همسایه های عراق که عبارتند از: ترکیه-سوریه-اردن-عربستان-کویت.
ترکیه نسبت به اوضاع عراق مادامی که کردها در آن درگیر نباشند چندان حساسیتی ندارد. کشورهای سنی اردن، کویت و عربستان تمایل به عراقی با ثبات داشته که در آن سنیها از نقش مهمتری نسبت به وضعیت فعلی برخوردار باشند. این کشورها ضمن همراهی با امریکا در فرایند حرکت بسوی طرح خاور میانه بزرگ از مقاومت سینی ها در عراق با ارسال پول و حمایتهای مالی و نظامی پشتیبانی میکنند. باید توجه داشت که حمایت این دولتها در جهت مهار دولت شیعی و مقاومت در برابر تشکیل یک دولت مذهبی شیعی در منطقه بوده و تا حدی در جهت اهداف امریکا بوده و یک مقاومت استراتژیک نیست. در این بین دولت سوریه نقشهای چندگانه ای را دارد. دولت سوریه ضمن اینکه تمایل چندانی به مجاورت با یک عراق بسیار با ثبات نداشته ولی میداند که بعد دوران تثبیت در عراق سوریه خانه بعدی است. همزمان دولت سوریه با بازی با مرزهای خود در صدد امتیاز گیری و مطرح کردن خود به عنوان یک عامل مطرح در عراق و در نهایت تعامل با امریکا است. حرکات متناقض بشار اسد در مقاومت و تمایل به گفتگو با امریکا در این جهت نشاندهنده وضعیت بی ثبات سوریه و سعی بر استفاده از این وضعیت است.
6- در این میان ایران نقش بسیار پیچیده ای را در رابطه با عراق بازی میکند. ایران با حمایتهای گسترده از شیعیان عراق و گروهها و احزاب مختلف مانند حزب الدعوه و نیروهای مقتدی صدر شاید به عنوان قدرتمندترین نیروی موثر در عراق باشد. توده شیعیان عراق از آیت الله سیستانی تبعیت کرده که تا بحال تعامل بسیار مناسبی را با اهداف امریکاییها در جهت آرام نمودن عراق و کاهش بحران داشته و با دیدگاه روحانیت و دولت ایران نزدیکی فکری و تاکتیکی ندارد. در مقابل گروهها و دسته جات مختلف شیعی به فراخور ارتباط خود با ساختار قدرت در ایران نقشهای متعدد وکاه متناقض بازی میکنند.
در یک دیدگاه کلی میتوان گفت تا قبل از سر کار آمدن دولت احمدی نژاد تمایل اصلی جمهوری اسلامی در جهت تثبیت نقش دولت شیعی در عراق و تاثیر گذاری بر فرایندهای عراق از طریق دولت نزدیک به ایران بوده است. همزمان جناحهایی در داخل حکومت با تفکر مزاحمت هر چه بیشتر برای امرکاییها و بالا بردن هزینه ثبات در عراق سعی بر بازی کردن با کارت عراق در جهت امتیاز گیری و نزدیک شدن به مرز گفتگوی مستقیم بوده اند. با روی کار آمدن دولت نظامی سپاهی احمدی نژاد و تقویت جناحهای امنیتی نظامی این تاثیر در عراق نیز مشاهده شده بطوریکه ارتباط ارگانیک نیروهای سپاهی با عوامل شورشی سنی و عناصر القاعده که قبلا بخاطر تفاوت مشرب فکری بسیار بعید مینمود توجیه پذیر گردید. در این وضعیت هر چه امریکا در باتلاق عراق بیشتر فرو رود به نفع ایران و در جهت به تعویق انداختن نقطه نهایی برخورد ایران با امریکا بوده و به ایران فرصت مناسبی برای تکمیل طرحهای هسته ای خود و کسب موقعیت برتر در گفتگوها میدهد.
با توجه به مطالب گفته شده به نظر میرسد که بیشترین نفع را از انفجار سامرا گروه القاعده و ایران میبرند.
- گروه القاعده با برافروختن آتش جنگ فرقه ای ضمن ایجاد فضای مناسبتری برای عملیات خود باعث ریزش نیروهای مخالف مقاومت مسلحانه و جذب بیشتر نیرو به طرف خود دارد ضمن اینکه این گروه قبلا نیز به شیعیان رافضی اعلان جنگ داده بود. نکته ای که دخالت القاعده در این انفجار را کمرنگ میکند این است که تا بحال القاعده به هیچیک از نقاط متبرکه و حتی یک مسجد کوچک چه در عراق، افغانستان و نه در هیچ جای دیگری حمله نکرده است. در واقع القاعده بیشتر به اهداف انسانی حمله نموده و تنها به مدارس جدید در افغانستان حمله کرده اند که این نیز نشاندهنده تحجر فکری آنها است. علاوه بر این القاعده همواره از نیروهای انتحاری استفاده کرده و در عملیات خود اهمیتی برای تلفات نیروهای انسانی قائل نیست در حالیکه انفجار سامرا بصورت انفجار و تخریب مهندسی بوده و هدف آن نه تلفات انسانی بلکه اهمیت ارزشی هرم امامان برای شیعیان بوده است.
- گروههای تندرو اسلامی در ایران که احمدی نژاد آنها را نمایندگی میکند نیز بیشترین نفع را از انفجار سامرا میبرند. ایجاد وضعیت بشدت بحرانی و بی ثبات علیرغم ایجاد یک حاشیه ناامن در مرزهای جنوبی و جنوب غربی ایران، باعث در گیر شدن هر چه بیشتر نیروهای امریکایی در عراق و به میان کشیدن شیعیان در این مبارزه میشود. مسئله ای که تا بحال با درایت آیت الله سیستانی به وقوع نپیوسته است. در گیر شدن هر چه بیشتر و شدیدتر شدن نیروهای امریکایی در عراق و طولانی شدن بحران در صورت امکان تا انتخابات بعدی در امریکا فرصت طلایی را برای ایران فراهم ساخته تا موقعیت خود را بیشتر مستحکمتر نماید. آتش جنگ داخلی و مذهبی در عراق بحدی میتواند خطرناک باشد که بواقع میتوان از آن به عنوان باتلاق بمراتب وحشتناکتر از ویتنام نام برد. علاوه بر این ایران با نفوذ فوق العاده در میان شیعیان در عراق در صورت حمله هوایی یا نظامی امریکا بسهولت میتواند در نقاطی مثل عراق که آسیب پذیری امریکاییها زیاد است اقدامات تلافی جویانه انجام دهد. باید این نکته را در نظر داشت که مقامات ایرانی بارها اعلام نمودند در صورت ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت و به خطر افتادن امنیت مرزهای، ایران توانایی زدن ضربه های شدید به منافع غربیها و امریکاییها در هر نقطه ای میباشند. استفاده از مسئله کاریکاتورهای محمد و انفجار سامرا میتواند بعنوان هشداری از طرف ایران به غرب نیز تلقی گردد. علاوه بر تمام موارد فوق نباید سابقه بمبگذاری عوامل اطلاعاتی جمهوری اسلامی در هرم امام هشتم را نیز فراموش کرد. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که جمهوری اسلامی بیشترین نفع را از انفجار سامرا میبرد.
در کنار موارد فوق به نظر میرسد علیرغم نیاز و تمایل امریکا به ثبات هر چه بیشتر درعراق، ایجاد بحران و بروز یک جنگ داخلی و فرقه ای و مذهبی در عراق میتواند در جهت خواست و نیات امریکاییها بویژه نو محافظه کاران جنگ طلب باشد. نگاهی به تبعات احتمالی این بحران مفید خواهد بود. در صورت بروز یک جنگ داخلی بین سنی و شیعه بلافاصله منطقه دوقطبی شده، شیعیان عراق با ایران در یک جبهه و سنیان و کلیه کشورهای عرب سنی و احتمالا با پشتیبانی امریکا وکشورهای اروپایی در جبهه مقابل صف بندی خواهند کرد. در اینصورت حضور نیروهای نظامی امریکایی در منطقه موجهتر و مشروع شده، بحران عراق جنبه بین المللی پیدا کرده و نیروهای سازمان ملل و ناتو نیز و کشورهای اروپایی مخالف جنگ نیز در گیر نبرد عراق خواهند شد و به این ترتیب امریکا مشروعیت حمله به ایران و برخورد نظامی را که در طی روند فعلی ممکن است ماهها یا سالی بطول بکشد را بدیت خواهد آورد.

majid   ||  6:19 PM 



آرشيو

فرستادن نظرات

اعتراض
کتابهای فارسی
کافر
لغو قانون اعدام
+++link+++
+++link+++
+++link+++
+++link+++
+++link+++
+++link+++
+++link+++
+++link+++

Danshjoo List



Blogger